ائله (ایله) كچل دگيل كه قاتماغى يئره تؤكوله – از آن كچل هائى نيست كه شوره هايش بزمين بريزد. يعنى: رد پائى بجا نميگذارد.
ائله يئرده ياتماز
ائله (ايله) يئرده ياتماز كه آلتينا سو گئچه – جائى نميخوابد كه زيرش خيس شود. مراد آنكه آدم فوق العاده محتاطى است.
او قدر سمن وار
او قدر سمن وار كه ياسمن يادا دوشمور – آن قدر (گل سه برگ) هست كه ياسمن به ياد آدمى نميافتد.
اول نماز
اول نماز صونرا نیاز – اول نماز بعدا نیاز.
ائله يه كه هميشه ييه سن
ائله يه كه هميشه ييه سن – چنان خور كه هميشه بخورى. نظير: هر آفتى را سببى است، سبب درويشى اسراف است.
اى ميخى مسمارا دؤندرن الله!
اى ميخى مسمارا دؤندرن الله! – اى خدائى كه ميخ را تبديل به مسمار ميكند! توضيح: گويند سلطان محمود غزنوى آهنگرى را مامور ساخت كه در ظرف يك هفته مقدار زيادى ميخ كه براى اردوكشى لازم بود تهيه نمايد. آهنگر هر چه عجز و لابه نمود كه ميخهاى سفارشى در عرض يك هفته تمام نميشود بخرج سلطان نرفت كه سهل است صنعتكار را تهديد هم نمود كه اگر سفارش در سر موعد حاضر نشود سرب داغ به حلق وى خواهد ريخت. آهنگر بدبخت هفت روز و شب تمام خواب و خور را بر خود حرام كردو لاينقطع ميخ ساخت ولى نتوانست بيش از دو ثلث سفارش را انجام دهد. شب آخر كه همچنان مشغول كار بود و بر مرگ خود حتم داشت دست نياز بجانب پروردگار دراز نموده و از صميم قلب دعاكرد. صبح زود در زدند. آهنگر با ترس و لرز براى گشودن در رفت و پرسيد كيست؟ از پشت در صدائى جواب داشت: فرستاده دربارم زود چهار عدد مسمار براى تابوت سلطان كه شب گذشته برحمت ايزدى پيوسته بساز و بده ببرم. آهنگر بى اختيار گفت: «اى ميخى مسمارا دؤندرن الله!»
ايمانيم يوخ
ايمانيم يوخ شيطان آپارا، ماليم يوخ ديوان – نه ايمانى دارم كه شيطان ببرد و نه ثروتى كه ديوان ببرد. نظير: درويش در قافله ايمن است.
اينانما
اينانما گيلن دوستووا، سامان تپه ر پوستووا – به دوستت اعتماد مكن چرا كه ميتواند كاه در پوستت پُر كند.
ائو ييه سى
ائو ييه سى ائوين قبله سينى هاميدان ياخشى بيله ر – صاحبخانه قبله خانه را بهتر از هر كس ديگرى ميداند.
ايها وار داغا چيخاردار
ايها وار داغا چيخاردار، ايها وار داغدان انديره ر – ايها داريم تا ايها.
عاشق اولان
عاشق اولان کوردی – ترجمه: عاشق ها کورند.
عاشيق اوز وئره ن يئرده…
عاشق اوز وئره ن یئرده آز قالسا یوز ایل قالار.
عاشيخ اوز وئره ن یئرده آز قالسا یوز ایل قالار.
عاشيق گوردوغون سؤيلر
عاشيق گؤردوغون سؤیله ر – نظیر: قلندر دیده گوید.
عاشيق هارا گئده ر…
عاشیق هارا گئده ر دمی یانینجا (مراغی) – ترجمه: نوازنده هرجا رود آلت موسیقی اش (و یا نوازنده بالابان خود) را هم باید با خودش ببرد.
عاشيقى ییغاللار اویناماقدا ئوتور
عاشقی ییغاللار اویناماقدان ئوتور – قاب را برای بازی جمع کنند. مراد آنکه ثروت را باید خرج کرد.
عالم عالميندى
عالم عالمیندور، کچل ده خاله میندور – نظیر: هر کی بفکر خویشه، کوسه بفکر ریشه.
علی سی دلی، ولی سی دلی
علی سی دلی، ولی سی دلی، بو قیریلمیشین هاممیسی دلی! – مراد آنکه اینجا همه دیوانه شده اند!
عمى عمی دییرم
عمی (عمو) عمی دییرم که منه قوش توتاسان – عموجانت میخوانم که برایم مرغ بگیری.
عوض عوض
عوض عوض اولدی – این با آن در.
طاسيم دامدان دوشوپ
طاسیم دامدان دوشوب، جینگیلتیسین عالم ائشیدیب. نظیر: کوس رسوائی ما بر سر بازار زدند.
طالعون قوزداسينا
طالعون قوزدا سینا، اوغولدا قیزدا سینا. ترجمه: بختت را در گردو آزمایش کن، در پسرت و دخترت آزمایش کن (تا ببینی چقدر خوشبخت هستی).
طاووس هر یانه باخار فرحلنر
طاووس هر یانه باخار فرحلنر، ایاغینا باخار غصه لنر. نظیر: طاوس را به نقش و نگاری که هست خلق – تحسین کنند و او خجل از دست و پای خویش.
طمعی چوخدی
طاماحی (طمعی) مرتضی علی نین کرمیندن چوخدی – ترجمه: طمعش ار کرم مرتضی علی بیشتر است!
طشت باشی
طشت باشی آغ بخت اولور (ختائی) – مراد آنکه اگر بخواهند دشتمالی را در طشت بشویند از هر سو البسه سفید شروع به باریدن میکند.
طرلان و سار
طرلان سار یئری وئرمز – ترجمه: کار باز از سار نیاید. نظیر: کاری که چشم میکند ابرو نمیکند.
تویدا دون
طویدا (تویدا) دونووی تانیدون؟ – ترجمه: در جشن قبایت را شناختی؟
طلبه نین ائوی
طلبه نین ائوی او وقت ییخیلار کی، ایکی یئره وعده سی اولا – طلبه زمانی بدبخت میشود که به دو خانه وعده داشته باشد.
تویدا کیسه نین باشی
طویدا (توی دا) کیسه نین باشین سووزی باغیله باغلاللار – ترجمه: در عروسی سر کیسه را با بند سبزی (تره) می بندند. مراد آنکه در عروسی سر کیسه را باید شل کرد.
تویدان سورا حنا
طویدان صورا حنانی ماتحته یاخاللار – ترجمه: بعد از عروسی حنا را به ماتحت بندند. نظیر: قبای بعد از عید گل منار را خوب است.
صابون و قره پالاز
صابون قره پالازی آغارتماز. ترجمه: گلیم سیاه را صابون نمیتواند سفید کند.
صاحبینه نه گون آغلادی
صاحبینه نه گون آغلادی که منه نه گون آغلییه. نظیر: مال مرده، عقب مرده.
صاحبخانه كئفلننده
صاحبخانه کیفلننده قوورما کوپی گلر ائوین آراسینا. ترجمه: صاحبخانه که مست کرد خُم قورمه وسط اطاق میاید.
سققلووه توپوره جاغيميش
صاققالیوا (ساققالووا) توپوره جاغیمیش آغزووا دوشوب! – ترجمه: میخواسته به ریشت تف کند، به دهانت افتاده! ماخوذ از داستان معروف.
سققلووى اوشاخ موشاخ الينه وئرمه
صاقالووی اوشاق موشاق الینه وئرمه! – نظیر: عنان را به کهتر نباید سپرد.
صبر ائلييه ن
صبر ائلییه ن مراده یئتر – ترجمه: صبر کن به مرادت میرسی.
صبير صبير، آخرى بير سينيخ قبير
صبر، صبر، آخری بیر سینیق قبر – ترجمه: صبر آخرش قبری است آنهم شکسته و ریخته. نظیر: مگر من صبر ایوب دارم؟
صبرینن حلوا پیشر ای قورا سندن
صبرینن حلوا پیشر ای قورا سندن (بسله سن اطلس اولار توت یرپاغیندان) – ترجمه و نظیر: گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.
صدقينن قره داشدان مطلب آلماغ اولماز
صدقینن قره داشدان مطلب آلماق اولار – ترجمه: با خلوص نیت از سنگ سیاه هم میتوان مراد طلبید. r
صدقینن قره داشدان مطلب آلماق اولار – ترجمه: با خلوص نیت هم از سنگ سیاه نمیتوان مراد طلبید.
صفی نین دشمنلری، چاتدیون
صفی نین دشمنلری، چاتدیون! صفی نمازه گئدیر! (حاج حسین ختائی) – ترجمه: ائ دشمنان صفی، بترکید! صفی میرود نماز بخواند!
شاهين دوه لرى
شاهین دا دوه لری ایاق یالین گزه ر – شتر های شاه هم پا برهنه میگردند.
شادليغووا شيونليخ
شادلیقیوا شیونلیق ائله مه – نظیر: خوشی زیر دلت را نزند.
شامى اولمينين چاشتى اولماز
شامی اولمییانین چاشتی اولماز – ترجمه: آنکه شام ندارد چاشت هم نخواهد داشت.
شاه بیلر، شاهسون بیلر
شاه بیلر، شاهسون بیلر – ترجمه: شاه داند و شاهسون داند نظیر: صلاح مملکت خویش خسروان دانند.
شاه خدا بنده، سنونکی سنده، منیمکی منده
شاه خدا بنده، سنونکی سنده، منیمکی منده – عینا در میان فارسی زبانان رایج است: تو سی خودت، من سی خودم. توضیح: بین عوام مشهور است که منظور سلطان محمد خدابنده از بنای گنبد سلطانیه آن بود که پس از پایان ساختمان تربت مطهر حضرت امیر علیه السلام را از نجف به آنجا انتقال دهد. یک شب آن حضرت به خواب شهریار مغول آمده و خطاب به وی میفرماید: «شاه خدابنده، سنونکی سنده، منیمکی منده.»
شاه شاه دئدیغيم
شاه شاه دئدیگیم ئوز جانیم ایچوندو رجوع شود به: عمو عمو دییره م که…
شاه گلدى
شاه گلدیدن گئچدی – ترجمه: از شاه گلدی (از خبر شاه امد) هم گذشت. مرادآنکه خیلی بطول انجامید.
شاه خانم حب آتيپ
شاهی خانم حب آتیب، ماه خانم اشیگه گئدیر – شاه خانم قرص (يبوست) خورده، ماه خانم به توالت ميرود. نظیر: شاه خانم زائیده، ماه خانم درد میکشد.
شاهين دا داليسيجان چوخ سؤز دييه للر
شاهین دا دالیسیجان چوخ سؤز دییه للر – ترجمه: پشت سر شاه هم خیلی حرفها میزنند.
شبده شهد ايلييپ
شبده نی شهد ائلییب – نظیر: دسته گل به آب داده است.
شپخترین باشین گتیرمیسن
شپخترین باشین گتیرمیسن یا مظفریه نین قباله سین؟! – ترجمه: سر شپختر را آورده ای یا قباله مظفریه را؟! نظیر: تحفه نطنز آورده ای مگر؟! توضیح: مظفریه یکی از بزرگترین تیمچه های تبریز بود و شپختر (برخلاف تصور عده ای که آنرا ماخوذ از «ایشی پو…دور » (کارش زار است) میدانند تحریف شده کلمه اینسپکتور Inspecteur فرانسوی است. در زمان فتحعلی شاه یکی از سرداران روسیه تژاری با عنوان «اینشپختوری» مامور قفقاز میشود. این انتصاب اسباب وحشت شاه قاجار را فراهم میسازد و از اطرافیانش دفع شر او را میخواهد و بنا به روایتی افسانه آمیز ملا محمد اخباری چله مینشیند و اوراد و اذکار میخواند و تصادفا قبل از پایان چله سر «شپختر» که در توطئه ای بقتل رسیده بود، به تهران میرسد.
