تولکونونکی قالیب اللهه!

تولکونونکی قالیب اللهه! – ترجمه: از قرار معلوم کار روباه با خداست! توضیح: شخصی با تیر و کمان و نیزه و یک سگ یک قبضه تفنگ و یک جوال کاه میرفت. رفیقش پرسید کجا میروی؟ جواب داد: به شکار روباه. باز پرسید: اینهمه وسایل برای چیست؟ پاسخ داد: اول تیر و کمان را بکار میبرم. اگر موفق نشدم تفنگ را بکار میاندازم. اگر توفیق حاصل نشد سگ را رها میکنم. در صورتیکه روباه از دست سگ رها شد و در لانه اش وارد شد با نیزه مستاصلش میکنم و اگر لانه پر عرض و طول بود کاه را جلو لانه آتش میزنم تا مجبور به خروج گردد. رفیقش گفت: «دئدوغوندان…»

تولانین سفیهی

تولانین سفیهی اودور که توتدوغون بوراخا قاچانا یوگوره – سگ ابله آنست که صیدش را رها کرده عقب فراری بدود.

تولکی تولکی یه بویورور

تولکی تولکی یه بویورور، تولکی ده قویروغونا – روباه به روباه میفرماید، روباه هم به دمش.

تولکی وار باش قوپاردار

تولکی وار باش قوپاردار، قورد فقط بدنام دی – بسی روبهانی که کله میکنند ولی نام گرگ به بدی مشهور شده است.نظیر: دزد ناگرفته سلطان است.

تولکی نین ایکی قاپی سی

تولکی نین ایکی قاپی سی اولار، بیریندن برکه قویسالار اوبیریندن اکیله ر – لانه روباه را دو در است اگر از یکی تحت فشار قرارگیرد از در دوم فرار کند.

تولکی نین شاهدی

تولکی نین شاهدی قویروغودی – دم روباه شاهد روباه است.

بیر آز دا سن یه

بیر آز دا سن یه، من موغولداییم – کمی هم تو بخور من میو میو کنم. توضیح: روزی یک نفر آبگوشت را تلیت میکند و تا میاید لقمه اول را بخورد گربه خانه نزدیکش میاید و میو میو میکند طوریکه آن شخص مجبور میشد لقمه اولش را به گربه بدهد. لقمه دوم و سوم و چهارم هم همینطور نصیب گربه میشود بدون اینکه آن شخص هنوز لقمه اولش را هم بخورد. بدین جهت آن شخص میگوید: «کمی هم تو بخور و من میو میو کنم.»

بؤیوک کؤرپو ده

بؤیوک کؤرپو ده اولسا اوستونده گئماق اولماز – ترجمه: ولو بزرگان پل هم باشند نباید از روی آنان گذشت.

بؤیوکلرده زور اولار

بؤیوکلرده زور اولار، یالان اولماز – بزرگان زور گویند اما دروغ نگویند.

بؤیوگه بؤیوک دییبلر

بؤیوگه بؤیوک دییبلر، کیچیگه کیچیک – ترجمه: بزرگ را «بزرگ» گویند کوچک را «کوچک».

بؤیوگون تانیمییان

بؤیوگون تانیمییان تاریسن دا تانیماز – ترجمه: کسیکه بزرگش را نشناسد، خالقش را نیز نخواهد شناخت.

پیشیک آسقیردی

پیشیک آسقیردی صبر گلدی – گربه عطسه کرد صبر آمد. نظیر خر گوزید و کرایه باطل شد.

پیشیک ئولدورور

پیشیک ئولدورور گؤز قورخودور – گربه میکشد تا مردم را بترساند.

پیشیک ائوده ن چیخاندا

پیشیک ائوده ن چیخاندا سیچانلار باش قوپاردی – وقتی گربه از خانه بیرون رود موشها کله میکنند.

پیشیک بالاسین

پیشیک بالاسین ایسته دیغیندان ییه ر – گربه بچه اش را از فرط محبت میخورد.

پیشیک پیشیگی نوودان

پیشیک پیشیگی نوودان (ناودان) اوسته ایشه توتار – گربه گربه را روی ناودان بکار میگیرد. مقصود آنکه ارباب رجوع هیچوقت زمان و مکان را مراعات نمیکنند.

پیشیک ده ده سی

پیشیک ده ده سی خیرینه سیچان توتماز – گربه بخیر بابایش موش نمیگیرد. منظور اینکه بندرت کاری صرفا برای رضای خدا انجام میگیرد.

پیشیک قویروغون

پیشیک قویروغون نقارییه وئریب – گربه دُمش را به نقاره زده است.

پیشیک کدبانونی

پیشیک کدبانونی کور ایسته ر – گربه کوری کدبانو را خواهد. نظیر: گرگ بازار آشفته میخواهد.

پیشیگه دئدیله ر

پیشیگه دئدیله ر فضله ن درماندی، اوستونی قویلادی (ویا: پیشیگه دئدیلر پ.. درماندیر س.. اوستونی باستیردی) – گربه را گفتند فضله ات درمان است زیر خاک پنهانش کرد.

پیشیگی دارا قیسناسان

پیشیگی دارا قیسناسان ال اوزووی جیرماقلار – گربه را که در تنگنا قرار دهی چنگت زند. نظیر: وقت ضرورت چو نماند گریز / دست برد بر سوی شمشیر تیز.

پیشیگیم پیشیگیم

پیشیگیم پیشیگیم یولا گئتماق اولار – با کجدار و مریز میتوان مماشات کرد.

پیشیگیمیز اوغلان دوغوب؟

پیشیگیمیز اوغلان دوغوب؟ – گربه مان بچه نر زائیده؟ مراد آنکه این همه چراغانی برای چیست؟

پیشیگین آغزی

پیشیگین آغزی اته یتیشمز دییه ر واه واه، نه پیس ایی وئریر! – دهان گربه به گوشت نمیرسد، میگوید وای، چه بوی بدی میدهد! نظیر: اگر لوطی نگوید بگندم عالم میگندد.

پیشیگین دردی

پیشیگین دردی ایتی ئولدوره ر – درد گربه سگ را میکشد.

پیغمبر اول ئوز جانین

پیغمبر اول ئوز جانین دعا ایلییب – پیغمبر اول برای جان خودش دعا کرده. نظیر: چراغی که بخانه رواست به مسجد حرام است.

پیغمبرلرده

پیغمبرلرده بس نیه جرجیسی تاپدون؟ – از میان پیغمبران چرا جرجیس را پیدا کردی؟ توضیح: موشی که در میان دندانهای گربه اسیر گشته بود گربه را گفت: «اگر میخواهی که خون من دامنگیرت نشود نام یکی از انبیای سلف را ببر و آنگاه مرا طعمه خود ساز.» منظورش این بود که گربه را به حرف وادار سازد که بلکه دهان گشاید تا شاید بتواند خود را از مخمصه خلاص کند. ولی گربه که هوشیار بود اسامی پیغمبران را یکی یکی از مد نظر گذرانده و یکدفعه در حالیکه دندانهایش را بیش از پیش فشار میداد گفت: «جرجیس!» موش در حالیکه بخت بد خویش را نفرین میکرد گفت: «از بین پیغمبران حالا چرا جرجیس را پیدا کردی؟!»

پیغمبرلر شکسته نفس اولار

پیغمبرلر شکسته نفس اولار. داغ گلمیر، من گئدیرم. – پیغمبران شکسته نفس باشند. اگر کوه نیاد من میروم. توضیح: اهالی دهی به ابدالی که دعوی کشف کرامات میکرد گفتند به این کوه روبرو امر کن که نزد تو بیاید. ابدال سه بار متوالیا کوه را پیش خواند و چون اثری ظاهر نشد رو به حضار کرده گفت: اگر کوه پیش من نیاید من پیش کوه میروم.

شییه ر شوخوم

شییه ر شوخوم (شیارو شخم)، هامیسی بیر توخوم (تخم) – نظیر: همه شان سر و ته یک کرباس است.

هارا گون اولسا

هارا گون اولسا قوروتون اورا سرر – نظیر: ابن الوقت است.

هاردا آش اولسا

هاردا آش اولسا اوردا باشدی – نظایر: هرجا آش کچلک فراش. خاله خوش وعده است.

هاردان گلیرسن

هاردان گلیرسن؟ چین و ماچیندن! تؤکولور پار و پاچندن! – نظیر: آن یکی پرسید اشتر را که هی – از کجا میائی ای فرخنده پی؟ گفت از حمام گرم کوی تو – گفت خود پیداست از زانوی تو!

هاممی دیللنسه

هاممی دیللنسه، سن دینمه باری! ترجمه: حتی اگر دیگران هم صحبت بکنند، حداقل تو صحبت نکن!

هامیسی بیر بئزین قیراغی دی

هامیسی بیر بئزین قیراغی دیر – ترجمه و نظیر: همه شان سر و ته یک کرباسند.

آسان توتانا

آسان توتانا آسان گئچه ر – هر کس زندگانی را آسان بگیرد روزگارش آسان گذرد.. نظیر: آسان گذران کار جهان گذران را.

هامی یه خاندان بیگدن

هامی یه خاندان بیگدن، بیزه ده بیر آللهدان – نظیر: ما هم خدائی داریم.

آستاجا اوستاجا

آستاجا اوستاجا – آهسته اما ماهرانه.

آستاری

آستاری اوزوندن باها دوشور – آسترش از رویش گرانتر تمام میشود.

هانی پاپاغیم

هانی پاپاغیم، هانی چماغیم؟ – ترجمه: کو کلاهم، کو چماقم؟

آستا قاچان نامرددیر

آستا قاچان نامرددیر – ترجمه: کسی که آهسته فرار کند نامرد است! یعنی: حالا ندو کی بدو! کودکان موقع بازی این تعبیر را برای تهییج همدیگر بکار میبرند و بطور مزاح حین فرار از مقابل رقیب و یا دشمن نیز مورد استعمال است. کم و بیش با اصطلاح و یا مثل «تو دابانا!» و در عین حال «دابانا قوت!» هم معناست.

هایینان گله ن

هایینان گله ن هویونان گئده ر – ترجمه: آنچه با های آید با هوی نیز رود.

آستا گئده ن

آستا گئده ن یورولماز – هر آنکس که آهسته رود خسته نشود.

هر آغیزدان

هر آغیزدان بیر آواز گلیر – ترجمه: از هر دهان آوازی میاید.

آشپزدن کوسن

آشپزدن کوسن ائوینه آج گئده ر – هر که از آشپز قهر کند گرسنه به خانه رود.

هر آنقیرانا آخور

هر آنقیرانا آخور باغلاسان بوردان اصفهاناجان طویله اولار – نظیر: برای هر خر آخور نمی بندند.

آش درسیدیر!

آش درسیدیر! – درس آش است! بعضی از روحانیون که صبح ها در منزلشان مجلس درس دارند علاوه بر افاضه معنوی از وجوهات به طلاب کمک های مادی نیز میرسانند. این قبیل مجالس درس بین طلاب به «آش درسی» معروف است (ویا تا چندی پیش معروف بود).

هر انیشین بیر یوقوشی

هر انیشین بیر یوقوشی وار – ترجمه و نظیر: هر نشیبی را فرازی است.

آشنا آشنا

آشنا آشنا چیخیر اوجاق باشینا! – نظیر: گدا را رو بدهی صاحبخانه میشود!

آشی ایچیر

آشی ایچیر، نخودون سئچیر – آش را میخورد و نخودش را سوا میکند.

هر ایته بیر چؤره ک

هر ایته بیر چؤره ک بورجلودور – ترجمه: (فلان کس) به هر سگ تکه نانی مقروض است.