اؤزگه (ئوزگه) دیواریندان

اؤزگه (ئوزگه) دیواریندان باخانین دیواریندان باخارلار – نظیر: پرده مردم مدر تا پرده ات ماند بجای.

اؤزگه (ئوزگه) ائوینده

اؤزگه (ئوزگه) ائوینده تولکی دی ئوز ائوینده اصلان – در خانه خود شیر است در خانه دیگران روباه.

تای باشی

تای باشیدیر – گل سر سبد است (به شوخی و استهزا در مورد افراد میگویند).

تورکون بودور بودوری

تورکون بودور بودوری تاتین جانین آلیر – از های و هوی و بگیر بگیر ترک تات قالب تهی کند.

تورکی آت ییخار

ترکی آت ییخار، تاتی ات – ترک را اسب از پا درآورد، تات را گوشت (چاقی).

اوروجی من توتوم

اوروجی من توتوم اوباشدانلیغی حاجی علی نین ایتی یئسین – روزه را من بگیرم و سحوری را سگ حاجی علی بخورد. نظیر: تو کندی و آبش دیگری برد.

اووجومی ایله مه میشدیم که! – کف دستم را بو نکرده بودم. مراد آنکه خبر نداشتیم.

آتلیینن پیاده نین معامله سی اولماز – بین پیاده و سوار معامله سر نمیگیرد.

آدام» و «آدم»

«آدام» و «آدم» در ترکی یکی است. هر دو املا وجود دارد اما در تلفظ «آدام» گفته میشود.

آرا قاریشیب مذهب ایتیب

آرا قاریشیب مذهب ایتیب – منظور: اوضاع چنان آشفته است که معلوم نیسن کی به کی است. نظیر: خر تو خر است.

بئله دیگ

Zahra Farmani بئله دیگ ، بئله دَه چوغوندور !!
ترجمه : این دیگ ( ظرف ) مناسب چنین چغندرهایی ست !!
مورد کاربرد این ضرب المثل را با ذکر مثالی عرض میکنم :
مظفرالدین شاه در یکی از سفرهایش که استاد کمال الملک همراهش بود در پاسخ به خواست استاد که گفت : برای آموزش هنر ( نقاشی بخصوص ) در ایران اساتیدی از فرنگ را دعوت کنیم .
شاه چنین گفت : برای مملکت ما ، این اساتید نیاز نیست ، همان ها که داریم کافیست ….. بئله دیگ بئله دَ چوغوندور !!!!

باش گئتسه

باش گئتسه آیاق پایدار اولماز – اگر سر رود پای ثابت و پا برجا نماند.

بؤیوک باشین بؤیوک بلاسی

بؤیوک باشین بؤیوک ده بلاسی اولار – ترجمه: سر بزرگ را بلای بزرگ باشد. نظیر: هر که بامش بیش برفش بیشتر.

سن چالدون!

سن چالدون! – ترجمه: تو نواختی! توضیح: شخصی که عازم اردبیل بود رفقایش او را دور کرده و درخواست میکردند که در مراجعت برای فرد فرد آنان یک عدد نی ساخت اردبیل بیاورد. فقط از بین درخواست کنندگان یک نفر چهار عباسی بهای یک عدد نی را در مشت مسافر گذاشته تمنی کرد که موقع برگشتن نی مرا فراموش نکن. مسافر خندیده گفت: سن چالدون!

یوغورتلی

سن دییرسن منیمکی یوغورتلودور(یوغورتدودوی)، یئسن ده بودور (بودی) یئمه سن ده بودور (بودی) – تو میگوئی مال من (نان من) ماست است. بخوری هم همین است نخوری هم همین استبا .

صمد اوتارا

صمد اوتارا، نه نه سی ساغا – ترجمه: به شرطی که صمد بچراند و مادرش بدوشد (نادرشاه). توضیح: روزی که در حضور نادرشاه صحبت از کارهای پرمنفعت بمیان آمده بود حضار متفقا اظهار داشتند که گله داری نفعش از هر چیز بیشتر است. فاتح هندوستان در حالیکه با دستش فرزند خود صمد میرزا را نشان میداد میگوید: «صمد اوتارا…».

“ائله بير” و «ائله بیل»

امثالى كه در باب «الف» با «ائله بير» (ايله بير) شروع ميشوند با «ائله بیل» و یا «دييه سن بس» نيز مستعمل است.

گئچمه

گئچمه نامرد کؤرپوسوندن، قوی آپارسین سو سنی – نظیر: به آب اندر شدن غرقه چو ماهی / از آن به کز وزغ زینهار خواهی (انوشیروان).

کوسه نین پایین ییه للر – هرکه قهر کند سهمش را میخورند. نظیر: هر کس خواب است حصه اش در آب است.

کوسا (کوسه) گئتدی سققل گتیره، بوغونو دا اوسته قویدی گلدی – کوسه عقب ریش رفت، سبیلش را هم روی آن گذاشت و برگشت.نظیر: بیچاره خر آرزوی دم کرد / نا یافته دم دو گوش گم کرد.

كوفته نى سال

کوفته نی سال، سفره نی سال – نظیر: چلو را دم کن، سفره را پهن کن.

کیش دییرسن گئتمیر، ویریرسان قیچی سینیر – نظیر: کبوتر حرم است.

کیشی اولان

کیشی اولان توپوردوغون یالاماز – نظیر: مرد سرش میرود، قولش نمیرود.

ضحین داماری

ضحین داماری آچیلیب. نظیر: دل توی دلش بند نمیشود، ریسه میره (میرود).

تویا گدن

طویا گئدن یایا دا گئده ر – نظیر: هر که به عروسی رفت به عزا نیز میرود.

حمامدن گلیرسن

حمامدن گلیرسن ارون ائوینه گئت، پالتار یوماقدان گلیرسن ده دون ائوینه گئت – ترجمه: اگر از حمام میائی بخانه شوهرت برو و اگر از لباسشوئی میائی به خانه پدرت برو.

حماما گیره ن

حمامه گیره ن ترلر چیخار – کسی که حمام میرود عرق نکرده بیرون نیاید. به معنی: هر کار خرج و زحمتی دارد.

حناسی نین رنگی

حناسی نین رنگی قالمییب – ترجمه و نظیر: حنایش رنگی ندارد.

خير سؤيله مزه دئديلر

خير سؤيله مزه دئديلر خير سؤيله سفردن قاييداندا سنه بير دون وئراق، دئدى بلكه قاييتمادوز؟!

خيرون قاپوندا قالسين

خيرون قاپوندا قالسين! – نظير: سرت را بخورد!

پیشیگین آغزی

پیشیگین آغزی اته یتیشمز دییه ر واه واه، نه پیس ایی وئریر! – دهان گربه به گوشت نمیرسد، میگوید وای، چه بوی بدی میدهد! نظیر: اگر لوطی نگوید بگندم عالم میگندد.

پیشیگین دردی

پیشیگین دردی ایتی ئولدوره ر – درد گربه سگ را میکشد.

پیغمبر اول ئوز جانین

پیغمبر اول ئوز جانین دعا ایلییب – پیغمبر اول برای جان خودش دعا کرده. نظیر: چراغی که بخانه رواست به مسجد حرام است.

شییه ر شوخوم

شییه ر شوخوم (شیارو شخم)، هامیسی بیر توخوم (تخم) – نظیر: همه شان سر و ته یک کرباس است.

هارا گون اولسا

هارا گون اولسا قوروتون اورا سرر – نظیر: ابن الوقت است.

هاردا آش اولسا

هاردا آش اولسا اوردا باشدی – نظایر: هرجا آش کچلک فراش. خاله خوش وعده است.

هاردان گلیرسن

هاردان گلیرسن؟ چین و ماچیندن! تؤکولور پار و پاچندن! – نظیر: آن یکی پرسید اشتر را که هی – از کجا میائی ای فرخنده پی؟ گفت از حمام گرم کوی تو – گفت خود پیداست از زانوی تو!

هاممی دیللنسه

هاممی دیللنسه، سن دینمه باری! ترجمه: حتی اگر دیگران هم صحبت بکنند، حداقل تو صحبت نکن!

هامیسی بیر بئزین قیراغی دی

هامیسی بیر بئزین قیراغی دیر – ترجمه و نظیر: همه شان سر و ته یک کرباسند.

هامی یه خاندان بیگدن

هامی یه خاندان بیگدن، بیزه ده بیر آللهدان – نظیر: ما هم خدائی داریم.

هانی پاپاغیم

هانی پاپاغیم، هانی چماغیم؟ – ترجمه: کو کلاهم، کو چماقم؟

آستا قاچان نامرددیر

آستا قاچان نامرددیر – ترجمه: کسی که آهسته فرار کند نامرد است! یعنی: حالا ندو کی بدو! کودکان موقع بازی این تعبیر را برای تهییج همدیگر بکار میبرند و بطور مزاح حین فرار از مقابل رقیب و یا دشمن نیز مورد استعمال است. کم و بیش با اصطلاح و یا مثل «تو دابانا!» و در عین حال «دابانا قوت!» هم معناست.

هایینان گله ن

هایینان گله ن هویونان گئده ر – ترجمه: آنچه با های آید با هوی نیز رود.

هر آغیزدان

هر آغیزدان بیر آواز گلیر – ترجمه: از هر دهان آوازی میاید.

هر آنقیرانا آخور

هر آنقیرانا آخور باغلاسان بوردان اصفهاناجان طویله اولار – نظیر: برای هر خر آخور نمی بندند.

هر انیشین بیر یوقوشی

هر انیشین بیر یوقوشی وار – ترجمه و نظیر: هر نشیبی را فرازی است.

هر ایته بیر چؤره ک

هر ایته بیر چؤره ک بورجلودور – ترجمه: (فلان کس) به هر سگ تکه نانی مقروض است.

آغاج بار گتديقجا

آغاج بار گتديقجا باشين يره تيكر – نظیر: درختان بارور خم و مردان دانشمند متواضع هستند.

هر ایشین بیر وقتی وار

هر ایشین بیر وقتی وار – ترجمه: هر کاری زمانی دارد.

هر ائوین بیر قبله سی

هر ائوین بیر قبله سی وار – ترجمه: هر خانه ای قبله ای دارد. نظیر: هر خاتونی آشی پزد.