هر نه دئسن ئوزووه قاییدار – هر چه بگوئی بخودت برمیگردد.
هر نه دئسن
هر نه دئسن ئوزووه قاییدار – هر چه بگوئی بخودت برمیگردد.
هر نه دئسن ئوزووه قاییدار – هر چه بگوئی بخودت برمیگردد.
هر نه او تؤکوب، بو ییغیشدیریب – ترجمه: هر چه او ریخته، این جمع کرده.
هره ئوز قوتورون قاشیر – نظیر: کلب لیسد خویش، ریش خویش را.
هر اوخویان ملا نصرالدین اولماز – هر کسی که در بخواند ملا نصرالدین نمیشود.نظیر: نه هر که آینه سازد سکندری داند.
هر یانا یاخین، پاشا قاپیسیندان اوزاق – به هرجا نزدیک است اما از در خانه پاشا دور است.
هر یراقیم دوزلمیشدی، قالمیشدی صقال دراغیم – نظیر: همه کار ها آراسته است – کارد کله بی دسته است.
هر یئرین بیر دبی وار – ترجمه: هر جا رسم و آدابی دارد.
هر یانا یاخین، پاشا قاپیسیندان اوزاق – به هرجا نزدیک است اما از در خانه پاشا دور است.
هر یراقیم دوزلمیشدی، قالمیشدی صقال دراغیم – نظیر: همه کار ها آراسته است – کارد کله بی دسته است.
هر یئرین بیر دبی وار – ترجمه: هر جا رسم و آدابی دارد.
هر یئمیشین بیر دادی وار – نظیر: هر گلی بوئی دارد.
هر یئمیشین بیر دادی وار – نظیر: هر گلی بوئی دارد.
هکماوارین (حكماوارين) سویی دوشوب – ترجمه: آب هکماوار به مزاجش ساخته است. توضیح: سابق که وسایل نقلیه مثل امروز وفور نداشت زنان تبریز برای استحمام در آب حمام هکماوار (حكم آباد) که از محلات دوردست تبریز است پای پیاده به راه میافتادند و عصری نیز پای پیاده به منزل مراجعت مینمودند. در نتیجه آنروز با اشتهای کامل غذا میخوردندو شب آتی رانیز در اثر خsتگی باصطلاح تخت میگرفتندو میخوابیدند و این دو معجزه را از برکت آب حمام هکماوار دانسته و بهمدیگر که میرسیدند میگفتند: «هکماوارین سویی…»
هله هاراسین گؤرموسن؟! – ترجمه: حالا کجایش را دیدی؟! – توضیح: مردی دختری را به زنی گرفت. شب زفاف دختر علی الرسم رویش را محکم گرفته بود تا رونمائی از داماد بگیرد. داماد پس از آنکه هدیه به وی داد و چادر را رد کرد دید که عروس آبله رو است و با تعجب به وی گفت: معلوم میشود که آبله رو بوده ای! عروس جواب داد: حالا کجایش را دیده ای! مرد کمی که دقت کرد دید که یک چشم دختر نیز مصنوعی است و وقتی که این موضوع را به رخ او کشید پاسخ شنید: حالا کجایش را دیده ای! آنگاه که دستش را به گیسوان عروس برد دریافت که گیسش نیز عاریتی است. باز دختر همان جمله را تکرار کرد و وقتیکه همبستر شدند داماد دریافت که عروس دوشیزه نیز نبوده است خواست اعتراض کندعروس پیشدستی کرده گفت: از اول این را میگفتم!
هله یاراسی ساحالمییب – نظیر: هنوز گاوش نلیسیده.
همان آشدیر همان کاسه – ترجمه و نظیر: همان آش است و همان کاسه.
هامپالیغووا گؤره دانیش – ترجمه: نسبت به همپائی ات (سهم زمین زراعتت) اظهار عقیده کن.توضیح: «همپا» (هامپا) در زمان مالکین دهات و زمین های زراعی به سهمداران کوچک زمین گفته میشد که خودشان در ضمن جزو زارعین بودند.
هامپانی ایاقدان سالماغا گره کمز – همپا (زارع) را از هستی ساقط کردن نشاید. منظور اینست که وقتی از کسی توقعی دارید نباید در خرج تراشی افراط کرد.
همسایه همسایه اولسا کور قیزیمی اره وئره رم – ترجمه: اگر همسایه، همسایه بود دختر کورم را شوهر میدادم.
همسایه نی الله تاپیشیریب – همسایه را خداوند توصیه کرده است.
همنشینون بای ائله، گؤره ن دئسین ها بئله – نظیر: همنشین تو از تو به باید.
هم زیارت هم تجارت – نظیر: هم فال است و هم تماشا.
همیشه آی بولوت آتدا (آلتیندا) قالماز – ترجمه: همیشه ماه زیر ابر پنهان نمیماند.
همیشه بیز گؤروروخ، بیر یول دا سن گؤر – ترجمه: همیشه ما میبینیم، یکبار هم تو ببین! توضیح: در حین پریدن گوسفند از جوی دنبه اش بالا رفت. بز آواز داد: دیدیم! گوسفند لبخند تمسخر آمیزی کرد و گفت: «همیشه ما میبینیم، یکبار هم تو ببین!»
همیشه دوه قوز س…ماز! – نظیر: همیشه خر خرما نم..یند!
همیشه شعبان، بیر یول دا رمضان – همیشه شعبان، بگذار یک دفعه هم ماه رمضان بیاید.
هم نالا (نعله) وورور هم میخا – هم به نعل میزند و هم به میخ.
هم یاغ ییر هم پاپاسدان قورخور – هم روغن میخورد (پرهیز میشکند) و هم از کشیش میترسد.
هنده (با فتح ه) منده دانیشیر – نظیر: کله اش بوی قورمه سبزی میدهد.
هوسدیر، بسدیر – اگر هوس است بس است.نظیر: حاجی فیروز، سالی یک روز.
هورن ایت یوگورمز – درست مثل : سگی که پارس کند گاز نمیگیرد.
هولی (هلو) گل آغزیما، دئنه یولداشیمینکینا دا گلسین! – نظیر: تنبل مرو به سایه / سایه خودش میاید. توضیح: دو تن تنبل زیر سایه درخت هلو خوابیده بودند. اولی نظری به هلو ها انداخته گفت: هلو بیا به دهنم. دومی که تنبل تر بود از اولی خواهش کرد بگو بدهن رفیقم نیز بیا!
هیچدن یئی دیر – از هیچ بهتر است. نظیر: کاچی به از هیچی.
هیچ کیم آداما قوش توتماز – نظیر: کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.
هیچ کیم ئوز عیرانینا ترش دئمز – کس نگوید که دوغ من ترش است.
هی هی قارپیز مرباسی – نظیر: هی هی هندوانه.
هیچ کیمین چراغی سحره جان یانمییب – چراغ کسی تا صبح نشوخته.
هیچ کیمین چراغی سحره جان یانمییب – چراغ کسی تا صبح نشوخته.
هیچه بنددیر (هئچه بت دی) – نظیر: به تار موئی بسته است.
هارا گون اولسا قوروتون اورا سرر – نظیر: ابن الوقت است.
هارا گون اولسا قوروتون اورا سرر – نظیر: ابن الوقت است.
هارا ایشیقدی؟ طویله بوجاغی! – ترجمه: کجا تاریک نیست؟ گوشه طویله!
هارا ایشیقدی؟ طویله بوجاغی! – ترجمه: کجا تاریک نیست؟ گوشه طویله!