لاپ – کاملا، تماما، بسیار، بیشتر از همه، مثلا لاپ گؤزل = بسیار زیبا، لاپ خراپ – کاملا خراب و از کار افتاده.
lap
لاپ – کاملا، تماما، بسیار، بیشتر از همه، مثلا لاپ گؤزل = بسیار زیبا، لاپ خراپ – کاملا خراب و از کار افتاده.
lap
لیغ = گِل و لای (مثلا در لوله های آب)
lığ
لیجیم (همچنین: اوست-باش) = شکل، قواره، ریخت، لیجیم سیز = بد قواره، مثلا لیجیم سیزآدام، پالتار (در زبان کوچه «پاتلِت» هم گفته میشود.)
licim
لَخت شِییت = خسته و کوفته
läxt-şeyit
لَخت-شِییت (لَخت شِگیت؟)= خسته و کوفته (به صورت قید حالت با افعالی مانند آمدن، شدن، رسیدن به کار میرود)، مثلا لَخت-شِییت دوشماخ = خسته و کوفته شدن.
läxt-şeyit
لؤهلماخ (لؤه لماخ) = له له زدن، از خستگی با بیرون آوردن زبان (مانند سگ) به تنگی نفس افتادن.
löhlämax
لپه نی دئمه دویونو(دوگونو) ده، دونه نی دئمه بویونو (بوگونو) ده، یعنی لپه را نگو، برنج را بگو، دیروزرا نگو، امروزرا بگو(داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حساب است.)
لئی لئی گئتمک، لئی کیمین گتماخ=جهیده جهیده، تند تند، سریع راه رفتن (بیشتر در مورد کودکان)
سن کی لای لای باشاریسان، نیه ئوزوون یوخون توتمور؟ – تو که لالائی بلدی چرا خودت نمیخوابی؟ نظیر: گر تو بهتر میزنی، بستان بزن!
لای لای بیلیرسن نیه یاتمیرسان؟ – اگرلالایی بلدی چرا نمی خوابی؟
له له وار، یوردی یوخ – نظیر: جا تر است و بچه نیست.
لاری خوروزلار یاغ باغلار، قاریشقالار باغ باغلار (ریاحی). خروس هاي لارى فربه ميشوند اما مورچه ها باغ را شخم ميكنند.
لالین دیلین ننه سی بیلر. نظیر: آشنا داند زبان آشنا.
لوطیلر (لوطولار) قویدولار که یاتام سنی یوخودا گوره م؟ ترجمه: بچه های محله مگر گذاشتند بخوابم و ترا در خواب ببینم! (توضیح: مردی که از سفر برگشته بود زنش را مخاطب قرار داده پرسید هیچ در این مدت مرا بخواب میدیدی؟ زن با ناز و کرشمه گفت: «لوطیلر قویدولار کی…»)
لوطیلیق ترک گوتورمز. نظیر: تعارف آمد نیامد دارد.
لوطی خرجی اولدی – نظیر: لوطی خور شد.
لوطونون پولی قورتولاندا پنیر چؤره ک سلامتدور – ترجمه: پول داش مشدی که ته کشید نان و پنیر سالم ترین غذاهاست. نظیر: داش های بی پول، تخمه سیری سه پول.
لوطی ابراهیمین قوطوسودی – نظیر: شهر فرنگ است، ازهمه رنگ است. (توضیح: لوطی ابراهیم از چشمبندان تبریز بود. خرس نیز میرقصاند و صندوقی داشت که مانند شهر فرنگ مناظری از آن را به تماشاچیان نشان میداد.)
لوقما (لقمه) دگیل، بوغمادی – ترجمه: لقمه نیست، بوقمه (خفقان) است. نظیر: آبرو بهر نان نباید ریخت.
لولهین دامیندا اذان وئریر – نظیر: آه در بساط ندارد.
لولهینی چوخ سو توتور – ترجمه: لولهینش زیاد آب برمیدارد – نظیر: بیلش هزار من آب برمیدارد.
لولهین (لولیین) سفارش وئرمیشم دستماز آلام، قیزیل آفتافا وئرسن قبولوم دگیل.