پوخ ییه نین قاشیغی یانیندا (بلینده) اولار – منظور اینکه قبل از شروع هر کار باید لوازم آن کار را تهیه کرد. وقتی این مثل را میگوئیم که کسی کاری را شروع کرده ولی به علت نداشتن تجهیزات عملیات نصفه کاره مانده.
زیرناچی
زورنا چی نین اؤز تویی دی – یعنی آدم کار بلد دارد برای خودش کار میکند. مثلا نجار برای خودش کمدمیسازد. کنایه از این است که یک نفر -به دلایل شخصی- دارد سنگ تمام میگذارد.
داش قیه یه راست گلیپ
داش قیه یه راست گلیپ – گذر سنگ به صخره افتاده است. کنایه از این است که دو نفر تقریبا به یک اندازه توان انجام کاری را دارند.
عزیزلر
عزيزلر يئميشدي، قالميشدي گيراميلر – عزیزها خورده بودند, مانده بود گرامی ها! نه دقیقاً ولی مشابه مفهوم ‹آسياب به نوبت› و ‹چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است› است.
قوناق قوناغی
قوناخ قوناغی سئومه ز ، ائو ییه سی هئچ بیرین – مهمان، مهمان را نمیتواند ببیند صاحبخانه هیچ کدام را.
قونشی آشی
قونشو آشی دادلی اولار(قونشو قادئنی آدامین گؤزونه قیز گله ر، تویوغو دا غاز) – مرغ همسایه بنظر غاز میاید(زن همسایه به چشم آدم ، دختر می آید و مرغش هم غاز).
قونشی پایی
قونشو پایی یاخشی دی بیرگون سنده بیرگون منده – سهم همسایه گرفتن خوب است اما یک بار هم تو سهم همسایه بده.
قویون اولمییان
قویون اولمایان یئرده گچی یه حاج عبدالکریم آقا دییرلر – جایی که گوسفند نباشد به بز حاج عبدالکریم آقا میگویند. نظیر: در شهر کوران یک چشمه پادشاه است).
بیر حصیر
بیر حصیر قالدی بیر ممدنصیر – منظور اینکه: دارو ندارم رفت، خودم ماندم وحصیرم.
بیر اوغلون
بیر اوغلون اولسون آدین قویاسان نظرعلی، خیری اولماسا نه ضررلی – یک پسر داشته باش، اسمش را بگذار نظرعلی. حتی اگر فایده ای نداشته باشد, ضرری هم ندارد.
قیز ائوینده
قیز ائوینده تویدور اوغلان ائوینده خبر یوخدور – در خانه عروس جشن عروسی برقرار است در خانه داماد خبری نیست.
قیز بادامدی
قیز بادام دیر ، بالاسی بادام ایچی(منیم بالام بادام دیر ، بالاسی بادامین ایچی) – دختر مانند بادام است فرزندش مغز بادام(فرزند من بادام است ، بچه اش مغز بادام).
قصاص
قصاص قیامته قالماز – مجازات گناه به قیامت نمی ماند.
غربت جنت
غربت جنت اولسادا، گینه وطن یاخشی دیر – حتی اگر غربت جنت باشد، باز وطن بهتر از آنست. نظیر: یوسف که به مصر پادشاهی میکرد می گفت بی شاهی کنعان خوشتر.
عذاب ملاکه سی
عذاب ملاکه سی دیر – فرشته ی عذاب است.
عوض بدل
عوضین بدل آدیندا اوغلو وار – نظیر: عوض عوض دار د گله ندارد.
عیبین اولسا
عیبین اولسا قیل کیمی،گؤرسدرلر فیل کیمی – عیبت حتی اگر باندازه یک موی سر هم باشد گنده اش میکنند.
شاهدده ایمان
شاهدده ایمان یوخ، بیگ ده عدالت – زیبا روحان ایمان ندارند و پادشاهان عدالت.
شرطی شوخومدا کس
شرطی شوخومدا کس، خر منده یابا لاشما یاسان (شرطی شوخومدا کس خرمنده شنه دعواسی چئخماسئن) نظیر: جنگ اول به از صلح آخر است.
شعر غزل
شِعر غزل دِئییر – بمعنای: چرند میگوید.
هامی قورتولموشدی
هامى قورتولموشدى، ايت بورنى ساتان قالميشدى – نظير: آنكه به ما نريده بود، كلاغ كون دريده بود.
آدی
آدی ئوزوندن بؤیوکدی – نامش از خودش بزرگتر است. مراد اینکه شهرتش بیشتر از واقعیت است.
اتیم تؤکولدی
اتيم تؤكولدى: («گوشت هايم ريخت»)، منظور اينكه آبرويم رفت. اتفاق بدى افتاد و جلوى ديگران شرمنده شدم، اتیمیزی تؤکمه، ما را (جلوی دیگران) شرمنده نکن.
Ätim töküldi.
سارالا سارالا
سارالا سارالا قالماخدان ، قیزارا قیزارا ئولمه ک یاخشیدیر – مراد آنکه: مرگ بهتر از زندگی ننگین است.
سیزین پیشیک
سیزین پیشیک بیزیم ایتی بوغار – گربه شما میتواند سگ ما را خفه کند یعنی: من دیگر حرفی ندارم.
جان وئره ر
جان وئرهر مال وئرمه ز (جانین وئر ه ر ،ولی مالین ورمه ز) – جانش را میدهد اما مالش را نمیبخشد.
هورو هورو
هورو هورو چيخ دامي كورو – اويناش بير اولار نه كي بير سورو
سن آقا، من آقا
سن آقا ، من آقا ، اینکلری کیم ساغا؟ – تو آقا ، من آقا ، پس گاوها را کی بدوشد ؟!
سو آیدینلیخدی
سو آیدینلیقدی جالا اوز قاپینا – اگرریختن آب خوش یمن است بریز جلوی در خودت.
سو بولبولی
سو بولبولو دور – منظور کسی است که زیاد به حمام میرود.
سوت
سوت گؤلونده دیر – توی استخرشیر است. منظور اینکه به او خیلی خوش میگذرد.
سؤزو آت
سؤزو آت یئره صاحبی گؤتوره ر – حرف را بینداز زمین صاحبش خود برش خواهد داشت..
سؤزون دوزی
سؤزون دوزون اوشاق دیه یر(سؤزون دوزون اوشاقدان ائشیت) – حرف راست را بچه میگوید.
سوغان
سوغان یِئمَه میسن، نییه آجیشیرسان؟ – پیاز نخورده چرا میسوزی؟
سئرچه
سئرچه دن قناری اولماز (ویا: قارقادان قناری اولماز) – گنجشک جای قناری را نمیگیرد (و یا: کلاغ جای قناری را نمیگیرد).
اولیدی خرما
اولایدی خرما پیشیرردیک قیساوا،درد تاوا دردی دگیل بالا! یاغ دا یوخدی! – اشاره به کسانی که با خواب و خیال آرزوی کار های بزرگ میکنند در حالیکه امکانات آن کار ها را ندارند.
رحمت دوزه نه
رحمت دوزه نه ، لعنت پوزانا – رحمت بر کسی که کارها را درست می کند و لعنت بر کسی که کارها را خراب می کند.
rähmät düzänä, lä’nät pozana
قانمیرام
قانميرام قالاسان يانا يانا – نمي فهمم تا بسوزى و بسازى!
روزو دور گلر
روزوسو گلن زامان یوخو توتار کؤپه یی – وقتی زمان روزی سگ میرسد خوابش میبرد.
رشوه
رشوه جهنمی ایشیقلاندیرار – رشوه جهنم را درخشان میکند. یعنی: رشوه خور ها در جهنم زیاد اند.
ریحان مرزه
ریحان مرزه کردیسینه گتمیرکی – به کرت و باغچه ریحان مرزه که نمیرود. یعنی: این کار مشکلات هم دارد، جشن و ضیافت که نیست.
داشدان چؤره ک
داشدان چؤرک چیخارت گتیر وئر نورجهان یئسین، دیندیرنده یامان دئسین – تقلا کن و نان شب را درآور، بیار بده به نورجهان تا بخورد و بعد بتو فحش بدهد.
داغ
داغ داغا یئتیشمز، آدام آداما یئتیشر – کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم میرسد.
داغی
داغی داش بزه ر،انسانی باش – سنگ آذین کوه است و سر آذین انسان.
ده ده مین دامی
دده مین دامین ییخمیشام کی قار کوره مییه م – بام پدرم را ویران کرده ام تا برفش را پارو نکنم.
ذکر سیز مومن
ذکرسیز مومنی شیطان آللادار – مومن بدون ذکر و نماز را شیطان گمراه می کند.
دولتلی
دؤلتلی پول چیخاردار ، کاسیب اوتورار اونون پوللارين سايار! – آدم ثروتمند پول در مياورد آدم فقير مينشيند و پول هاى آدم ثروتمند را حساب ميكند!
دئدیلر عزرائیل…
دئدیلر عزرائیل اوشاق پایلاییر، دئدی نه وئرسین نه آلسین – نظیر: مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان.
دئدی نئجه سن
دئدی نئجه سن بیر سؤز دییم چاتدایاسان،دئدی نئجه سن آنلامییم، سن پارتدایاسان – گفت چطوراست یک حرفی بگویم که بترَکی ، گفت چطوراست که خودم را بزنم به نفهمی تا تو بترَکی!
دیوین قولاغی
دئوین قولاغینا قورقوشوم – مانند: گوش شیطان کر.