خالا ائوینه دادانان

خالا ائوینه دادانان، ار ائوینه خیر وئرمز. ترجمه: زنی که بخانه خاله اش عادت کرد دیگر بدرد خانه شوهر نمیخورد.

خالا خاطرون قالماسین

خالا خاطرون قالماسین! نظیر: محض خالی نبودن عریضه.

خالادان ایستیروخ

خالادان ایستیروق، وئرسه ده خالادی وئرمه سه ده. ترجمه: از خاله جان میخواهیم. اگر داد خاله مان هست. اگر نداد باز خاله مان هست.

خالام دوغوب

خالام دوغوب خالاجانیم هو چکیب. نظیر: شاه خانم زائیده ماه خانم درد میکشد.

خالامین د… اولسیدی

خالامین د… اولسیدی منه دایی اولاردی – ترجمه و نظیر: خاله را خایه بُدی خالو بُدی (مولوی).

خان یازییه ویرمیر

خان یازییه ویرمیر – نظیر: بروی مبارکش نمیاورد.

خان، بیز ایچریدن بوروندوق

خان، بیز ایچریدن بوروندوق (یا: قیزیشدوق) – ترجمه: خان، ما از درون گرم شدیم. توضیح: یکی از اعیان تبریز به نایب شفیع که از فراشان دولتی و مردی شوخ و بذله گو بود ده تومان داده و میگوید هوا سرد است. این را بگیر و یک سرداری ماهوت بخر و بسلامتی من بپوش. نایب شفیع تشکر میکند ولی وجه دریافتی را بجای خرید لباس با رفقای هم پیاله اش خرج میکند. پس از چند روز که چشم اعیان به نایب شفیع میافتد میگوید: نایب باز هم که لختی، پس ده تومان را چه کردی؟ نایب شفیع جواب میدهد: خان، ما از درون گرم شدیم.»

خاندیر خانه نشین

خاندیر خانه نشین – ترجمه: خان است خانه نشین. در یاره نجبای مندرسه بکار برند.

خانم، سنون اشاغیوی دا گؤرموشوخ

خانم، سنون اشاغیوی دا گؤرموشوق، یوخارووی دا! – ترجمه: خانم، ما بالایت را هم دیده ایم، پائینت را هم! توضیح: گدائی در زد. کدبانو که در طبقه فوقانی مشغول رفت و روب بود جواب داد که اگر پائین بودم احسانی در حق تو میکردم. گدا که دفعات از آن در مایوس رفته بود خندید و گفت: خانم، ما پائینت را هم دیده ایم، بالایت را هم!

خان،سیز بویورماسیدوز

خان،سیز بویورماسیدوز بیز توکّلی توکّلی ییه جاغیدوق! – ترجمه: خان، اگر شما نمیفرمودید ما همینطوری میخوردیم! توضیح: صیادی مرغ کوچکی را شکار کرده به حضور خانی برد تا انعامی بگیرد. خان که ممسک بود به وی میگوید: این مرغ را میبری منزل، میدهی زنت پرهایش را بکند و شکمش را پاره نماید و خوب بشوید و در تابه توی روغن سرخ کند و چاشنی بزند و و و… در اینجا شکار چی حرف خان را بریده میگوید: خان، اگر شما نمیفرمودید ما مرغ را همینطوری میخوردیم!

خانم سیندیران قاب

خانم سیندیران قابین سسی چیماز – ترجمه: وقتی خانم خانه ظرفی را بشکند صدایش در نمیاید.

خانا بیگه یارادی

خانا بیگه یارادی، کچل عباسا یارامادی؟! – ترجمه: لایق خان و بیگ شد لایق عباس کچل نشد؟!

خائن خوفلی اولار

خائن خوفلی اولار – ترجمه: خائن ترسو باشد.

خبر خیر گره ک

خبر خیر گره ک – نظیر: خبر بد به بوم گذار.

خبرینن نوبره آز قالیر

خبرینن نوبره آز قالیر – ترجمه: بزودی خبر هم میرسد، نوبر هم.

خجالت

خجالت دشمنون اولسون – ترجمه: خجل دشمنت باد. مراد آنکه چرا میفرمائید خجل شدید؟!

خجالتلیغوون یاریسی منیم!

خجالتلیغوون یاریسی منیم! – نظیر: لبت کلفت شد؟

خراب اولمیینجه

خراب اولمیینجه آباد اولماز – نظیر: هر بنای نو که آبادان کنند / باید اول کهنه را ویران کنند.

خراباتا گیره ن

خراباتا گیره ن ایشگه سین یوغونون آختارماز (مراغی) – ترجمه: کسی که به خرابات میرود اصراری در لاغری و چاقی (طرف) نمیگذارد.

خرابه تاپیلاندا

خرابه تاپیلاندا قحبه تاپیلمیر، قحبه تاپیلاندا خرابه (مراغی) – ن: آت اولاندا میدان اولماز…

خر دجالین پالانی

خر دجالین پالانی اولوب – ترجمه: مثل پالان خر دجال است.

خزینییه توپوره ن

خزینییه توپوره نین ئوز سققلینه یاپیشار – ترجمه: هر که به آب خزینه تف کند بریش خودش میچسبد. نظیر: تف سر بالا بریش آدم برمیگردد.

خطاديده دن خطا

خطاديده دن خطا اسگيك اولماز (مراغى) – خطا ديده عارى از خطا نباشد.

خلق آخرالزماندان قورخار

خلق آخرالزماندان قورخار، من اوليندن – مردم از آخر الزمان ترسند من از اول آن.

خلقه ايتلر هورنده

خلقه ايتلر هورنده بيزه ده آغزى باغلى كوچوكلر هوره ر – نظير: خلق رامار گزد ما را قورباغه.

خلقين عقلى

خلقين عقلى گؤزونده اولار – عقل مردم به چشمانشان است.

خلوت اولسا

خلوت اولسا قورت يوگوره ك اولار – در خلوت گرگ مهاجم تر شود.

خمير

خمير چوخ سو آپارار – خمير آب زياد لازم دارد. نظير: اين رشته سر دراز دارد.

چاخچاخی

چاخچاخی باشین یئره دؤگر، دگیرمان بیلدیغون ائلر – نظیر: مه فشاند نور و سگ عوعو کند.توضیح: چاخچاخی (چقچقه) اسباب کوچکی است از چوب که بر روی سنگ فوقانی آسیاب قرار دارد و با جست و خیز خود از ناب کوچک دانه ها را به جلو میکشاند. چاخچاخی در عین حال یک اسباب بازی کودکان است.

چاخیر ایچه ن

چاخیر ایچه ن مالین ییه ر، بنگ چکه ن عقلین، تریاک آتان عمرون – ترجمه: می پرست مالش را تلف میکند، بنگی عقلش را و تریاکی عمرش را.

چادراسیزلیخدان ائوده قالیب

چادراسیزلیقدان ائوده قالیب – ترجمه: از فرط بی چادربودن در خانه مانده است. نظیر: آب نمیبیند و گرنه شناگر خوبی است.

چاریغیندا

چاریغیندا ایتیره ن پتواسیندا تاپار – ترجمه: آنچه را که در توی چاروق گم شده باید در میان پاتابه دنبالش گشت، یعنی برای پیداکردن مفقود نباید دور رفت.

چاغریلان یئره ارینمه

چاغریلان یئره ارینمه، چاغریلمییان یئره گؤرونمه – ترجمه: از رفتن به جائی که دعوت شده ای مضایقه نکن و در جائی که دعوت نشده ای دیده نشو.

چاغيريلان يره عار ايله مه

چاغيريلان يره عار ايله مه-چاغيريلمايان يري دار ايله مه! – جائیکه دعوت شده ای از رفتن ,عار نکن، جائیکه را دعوت نشده ای تنگ نکن!

چالاغان

چالاغان گؤیده دولانی، جوجه نین اوره گی بولانی – ترجمه: شاهین در آسمان میگردد و چرخ میزند، دل جوجه بهم میخورد.

چال سووا ایچ

چال سووا ایچ – نظیر: بر سر کوزه بگذار و آبش را بخور.

چالیشماخ

چالیشماق چاریق ییرتار – ترجمه و نظیر: از پر دویدن پوزار پاره میشود.

چایدا بالیخ

چایدا بالیق سوداسیدور – ترجمه: معامله ماهی دریاست. نظیر: بدشت آهوی ناگرفته مبخش.

چایدان گئچنده

چایدان گئچنده گ…ت گ…ته دییبلر – به معنی: با همدیگر قرابت دوری دارند.

چای که اولدی دیشلمه

چای که اولدی دیشلمه، بیکار اوتی ایشلمه – به معنی: چائی که قند پهلو شد تو هم برو بگیر راحت بخواب. نظیر: گمان میکنی من ترا بنده ام؟

چای ندی، سای ندی

چای ندور، سای ندور – ترجمه: چائی کجا و شماره کجا. یعنی چائی را شمردن نباید.

چایی گؤرنده

چایی گؤرنده پاچانی سیوا – ترجمه: رودخانه را که دیدی ساقهایت رت بالا بزن. نظیر: علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.

چايى گئچنده ن سورا

چايى گئچنده ن صونرا بارك الله ديلله ر – وقتى از رودخانه گذشتى بارك اللهت گويند.

چيپلاق گ…دن تومان

چيپلاق گ…دن تومان اوغورلور – از ماتحت عور تنبان ميدزدد.

چيپلاغین حراميدن نه پرواسى

چيپلاغون حراميدن نه پرواسى – برهنه فارغ است از دزد و طرار.

چراغ ايشيغى

چراغ ايشيغى ايستر – نور چراغ ميخواهد. نظير: اين رشته سر دراز دارد.

چراخ ديبى

چراغ ديبى قرانليق اولار – پاى چراغ تاريك است.

چراغينا پي قويدولار

چراغينا پي قويدولار – نظير: در كالبدش روح دميدند.

چراغينا پي

چراغينا پي قويدولار – نظير: در كالبدش روح دميدند.

چراغا بير قاچ پى

چراغا بير قاچ پى يوز ئوپوشده ن آرتيقدير – چراغ را يك قاچ پيه بهتر از صد بوسه است.