توضیح: املای «او» و «ئو»

در املا های مختلف ترکی آذری آوای «او» (مانند «اوست» بمعنی بالا) و در ضمن «ئو» مانند «ئولوم» بمعنی مرگ) به صورت «او»، و یا بعضا «اؤ» هم نوشته میشود.

اووچی اوودا

اووچی اوودا، یولچی یولدا گره ک – شکارچی باید دنبال شکار برود و مسافر به مسافرت.

اووجومی ایله مه میشدیم که! – کف دستم را بو نکرده بودم. مراد آنکه خبر نداشتیم.

اووجومی ایله مه میشدیم

اووجومی ایله مه میشدیم که! – کف دستم را بو نکرده بودم. مراد آنکه خبر نداشتیم.

بير ناليم وار

بير ناليم وار. اوچ نال (نعل)، بير آت دا تاپسام مينيپ گئده رم! = يك نعل دارم. اگر سه نعل و يك اسب هم پيدا كنم سوار اسب شده ميروم! اشاره به کسانی که با خواب و خیال آرزوی کار های بزرگ میکنند در حالیکه امکانات آن کار ها را ندارند.

آب نباتلیخدان دوشدی

آب نباتلیقدان دوشدی، ازوایه دؤندی – این دیگر آب نبات نشد، «ازوا» شد. توضیح: «ازوا» داروی تلخی است که به فارسی «صبر زرد» گویند.

آبی دونوم پاریلدار

آبی دونوم پاریلدار، بارساقلاریم قریلدار – نظیر: پُزی عالی، جیبی خالی.

آپار اونی سال یوغوردا

آپار اونی سال یوغوردا کسمسه مالیمدی منیم / سالاسان برک پنیره او خام خیالوندی سنون – به مزاح در مورد کندی کارد و سلاح های سرد استعمال کنند.

آت آت اولونجا

آت آت اولونجا ییه سی مات اولار – تا اسب (در شطرنج) به درد بخورد، صاحبش مات خواهد شد. نظیر: تا گوساله گاو شود، دل صاحبش آو (آب) شود.

آت آتینان ساواشار

آت آتینان ساواشار، آرادا اشگین قیچی سینار – اسب با اسب گلاویز شود در آن وسط پای خر بشکند.آتا آنا تخت یارادیب، بخت یارادانمییب – نظیر: شاهان تخت توانند بخشید، اما بخت نتوانند.

آتا اوغولا بیر باغ وئردی

آتا اوغولا بیر باغ وئردی، اوغول آتییه بیر سالخیم دا وئرمه دی – پدر پسر را باغی بخشید ولی پسر خوشه ای را نیز از پدر مضایقه کرد.

آتادان مال قالماسا

آتادان مال قالماسا اوغول نینه سین – اگر از پدر میراثی برای پسر نماند پسر چه میتواند بکند؟

آتا مالین درج ائله

آتا مالین درج ائله، اونا گؤره خرج ائله – میراث پدر را درج کن و نسبت به آن خرج کن.

آت اله دوشر

آت اله دوشر میدان اله دوشمز – بعضا اسب گیر میاید اما میدان برای اسب سواری گیر نمیاید.

آت اولاندا میدان اولماز

آت اولاندا میدان اولماز، میدان اولاندا آت – وقتی اسب هست میدان نیست، وقتی میدان هست اسب نیست.

آت ئولنده ایتین بایامیدیر

آت ئولنده ایتین بایامیدیر – وقتی اسب میمیرد سگ جشن میگیرد.

آت تپیگینه آت دؤزه ر

آت تپیگینه آت دؤزه ر – نظیر: رخش باید تا تن رستم کشد.

آت قاشدی

آت قاچدی، پالان دوشدی – نظیر: کفری شد. از کوره در رفت.

آتلی پیاده یه گوله ر

آتلی پیاده یه گوله ر – سوار به حال پیاده میخندد.

آتلیینن پیاده نین معامله سی اولماز – بین پیاده و سوار معامله سر نمیگیرد.

آتلیینن پیاده

آتلیینن پیاده نین معامله سی اولماز – بین پیاده و سوار معامله سر نمیگیرد.

آتلینی آتیندان اندیره ر

آتلینی آتیندان اندیره ر – سوار را از اسب پیاده کند. منظور اینکه چرب زبان عجیبی است.

آت مینه نین تانیر

آت مینه نین تانیر – اسب میداند کی سوارش شده است.

آت مینه نیندیر، دون گییه نین

آت مینه نیندیر، دون گییه نین – اسب مال کسی است که سوارش میشود و لباس مال کسی که آنرا میپوشد.

آت مینیش ئورگده ر

آت مینیش ئورگده ر، دون گییش – اسب به تو سوار شدن را یاد دهد و لباس به تو راه رفتن را.

آتینان قاطر ساواشدی

آتینان قاطر ساواشدی آرادا اشّک ئولدی – اسب و قاطر گلاویز شدند در این وسط خر به هلاکت رسید.

آتون دایدی

آتون دایدی، ایشون زایدی – اسبت کره است و کارت زار.

آتا قیرخ یاشیندا تعلیم وئرسن

آتا قیرخ یاشیندا تعلیم وئرسن قیامت میدانیندا چاپاللار – نظیر: در چهل سالگی سنتور یاد میگیرد و در گور استاد خواهد شد.

آتی ایتیریب

آتی ایتیریب نوختاسین آختاریر – نظیر: اسب را ول کرده و دنبال نعلش میگردد.

آت یریمگینن

آت یریمگینن، انسان بیلمگینن – اسب را با راه رفتنش شناسند و انسان را با دانشش.

آتیم ئوزومدن

آتیم ئوزومدن، دونوم ئوزومدن، بیگه نوکرم – اسب مال خودم، لباس مال خودم، نوکر خان هم هستم. نظیر: از کیسه خود خرج کردن و خدمت خان انجام دادن.

آتین آریغینا قاری دیه لله

آتین آریغینا قاری دیه لله، ایگیدین یوخسولونا ده لی – اسب لاغر را پیر خوانند و مرد مستمند را دیوانه.

آژ تویوخ

آج تویوق یوخودا داری گؤره ر – نظیر: شتر در خواب بیند پنبه دانه.

آژدان اومماخ اولماز

آجدان اومماق اولماز – از گرسنه توقعی نباید داشت.

آژ دوغرار

آج دوغرار توخ ییه ر – گرسنه تلیت کند و سیر بخورد.

آژ دییه ر توخالمارام

آج دییه ر توخالمارام، توخ دییه ر آجالمارام – گرسنه گوید هرگز سیر نخواهم شد، سیر گوید هرگز گرسنه نخواهم شد.آج قاتیق ایستمز، یوخولی یاسدیق – گرسنه خورش نخواهد و خواب آلوده بالش. نظیر: کوفته را نان تهی کوفته است.

آژ قیلینجا چاپار

آج قیلینجا چاپار – گرسنه به شمشیر تازد.

آجین آندی

آجین آندی آند اولماز – سوگند فرد گرسنه را اعتماد نتوان کرد.

آجی دیندیرمه

آجی دیندیرمه، توخی ترپتمه – گرسنه را به حرف نگیر و سیر را مزاحم نشو.

آجین ایمانی اولماز

آجین ایمانی اولماز – گرسنه ایمان ندارد.

آجین قارنی دویار

آجین قارنی دویار، گؤزی دویماز – شکم گرسنه سیر شود اما چشمش سیر نشود.

آچیخ آغیز

آچیق آغیز آج قالماز – دهان باز بی روزی نماند. مراد آنکه اشخاصی که سوال را ننگ نشمارند بی روزی نمانند.

آچیلمامیش سفره

آچیلمامیش سفره نین عیبی اولماز – به سفره ای که هنوز گسترده نشده عیبی نتوان گرفت.

آچیلمامیش سفره نین بیر عیبی وار

آچیلمامیش سفره نین بیر عیبی وار، آچیلمیش سفره نین مین عیبی – نظیر: چو در بسته باشد چه داند کسی / که گوهر فروش است یا پیله ور.

آختاران تاپار

آختاران تاپار – جوینده یابنده است.

آدام» و «آدم»

«آدام» و «آدم» در ترکی یکی است. هر دو املا وجود دارد اما در تلفظ «آدام» گفته میشود.

توضیح: «آدام» و «آدم»

«آدام» و «آدم» در ترکی یکی است. هر دو املا وجود دارد اما در تلفظ «آدام» گفته میشود.

آدام ایچی گؤرمییب

آدام ایچی گؤرمییب. نظیر: سر سفره باباش بزرگ شده. پشت تاپو بزرگ شده.

آدام آداما گره کدیر

آدام آداما گره کدیر – انسان به انسان احتیاج دارد.

آدام بیلمیر

آدام بیلمیر هانسی سازیینن اویناسین – آدم نمیداند با کدام سازش برقصد.