فیل فره سیدیر- جوجه فیل است.
فیل
فیل فره سیدیر- جوجه فیل است.
به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs & Rare Words collected by Abbas Djavadi
فیل فره سیدیر- جوجه فیل است.
فیلین بیر فکری وار، فیلبانین مین – فیل یک خیال دارد و فیلبان هزار خیال!
فین دییب بورنوندان دوشوب- فین گفته و از دماغش افتاده. مراد آنکه کاملا شبیه اش هست.
غوره ایکن مویز اولوب – ترجمه: در غورگی مویز شده.
غوره ایکن مویز اولوب – ترجمه: در غورگی مویز شده.
غیرتلی کیشی بلایه دوشه ر – ترجمه: مرد غیرتمند دچار بلایا شود.
غیورلوق کیشی نین گؤرکمی دیر – ترجمه: غیرت نشانه مردی است.
غیورلوخ کیشی نین گؤرکمی دیر – ترجمه: غیرت نشانه مردی است.
قیزیم سنه دییرم گلینیم سنه آندیریرام – نظیر: به در میگویم دیوار تو بشنو.
قیسیلا قیسیلا بهشته گئدینجه اوینایا اوینایا جهنمه گئده سن – بجای آنکه با هزار زحمت به بهشت بروی بهتر است که رقصان و کوبان به جهنم بروی.
قیش چیخار اوزی قره لیق کؤموره قالار – زمستان تمام شود و روسیاهی به ذغال ماند.
ظالم ایتین قویروغودی. نظیر ابابیل است. به مزاح در مورد بچه های شیطان گفته میشود.
ظالم ایتین قویروغودی. نظیر ابابیل است. به مزاح در مورد بچه های شیطان گفته میشود.
ظالم، بیر وخت گلمیسن که اللریم بدنیمده دگیل. زبان حال از زبان حضرت قمر بنی هاشم خطاب به شماتت کننده کوفی.
ظالمین رشته اقبالینی بیر آه کسر – مانع رزق اولانون رزقنی الله کسر. یک آه رشته اقبال ظالم را قطع میکند رزق کسی که مانع رزق مردم بشود از طرف خدا قطع میشود.
ظلمات داشیدی، گؤتورن ده پشماندی، قویان دا. ترجمه: مثل سنگ ظلمات است – هم کسی که آنرا برداشته پشیمان است هم کسی که گذاشته. در اساطیر است که وقتی اسکندر از جستن آب حیات مایوس شد و طبل بازگشت زد عده ای از لشکریان در مراجعت بعنوان یادگاری از سنگ ریزه های سرزمین ظلمات چند تائی با خود آوردند و وقتیکه در روشنائی این عالم چشمشان بانها افتاد دیدند که همه آنها سنگهای کریمه هستند بنابراین پشیمان شدند که چرا کمتر برداشته اند و البته پشیمانی آنانکه هیچ برنداشته بودند احتیاج به شرح ندارد.
ظلمات داشیدور، گؤتورن ده پشماندور، قویان دا. ترجمه: مثل سنگ ظلمات است – هم کسی که آنرا برداشته پشیمان است هم کسی که گذاشته. در اساطیر است که وقتی اسکندر از جستن آب حیات مایوس شد و طبل بازگشت زد عده ای از لشکریان در مراجعت بعنوان یادگاری از سنگ ریزه های سرزمین ظلمات چند تائی با خود آوردند و وقتیکه در روشنائی این عالم چشمشان بانها افتاد دیدند که همه آنها سنگهای کریمه هستند بنابراین پشیمان شدند که چرا کمتر برداشته اند و البته پشیمانی آنانکه هیچ برنداشته بودند احتیاج به شرح ندارد.
ظلمونن آباد اولان عدلینن برباد (ویران) اولار – نظیر: آبادی ظلم بربادی است.
غم، هارا گئدیرسن؟ غصه یانینا! – ای غم، کجا میروی؟ پیش غصه!
غوره ایکن مویز اولوب – در غورگی مویز شده.
غوغاسیز باش گوردا اولار – ترجمه: سر بی خیال فقط در گور میسر است.
غیرتلی کیشی بلایه دوشه ر – ترجمه: مرد غیرتمند دچار بلایا شود.
غیورلوق کیشی نین گؤرکمی دیر – ترجمه: غیرت نشانه مردی است.
عوضین بدل آدلی اوغلی وار – نظیر: آنچه عوض دارد گله ندارد.
عوض عوض اولدی – این با آن در.
عیبی کیم دییه ر، عیبه جر سوغانی کیم ییه ر درده جر – نظیر: عیب نبینند بجز اهل عیب.
عیبلی عیبین بیلسه باشینا پالاز ئورتر (ریاحی) – اگر کسی عیبش را بداند خود را پنهان میکند.
لوطی ابراهیمین قوطوسودی – نظیر: شهر فرنگ است، ازهمه رنگ است. (توضیح: لوطی ابراهیم از چشمبندان تبریز بود. خرس نیز میرقصاند و صندوقی داشت که مانند شهر فرنگ مناظری از آن را به تماشاچیان نشان میداد.)
لوقما (لقمه) دگیل، بوغمادی – ترجمه: لقمه نیست، بوقمه (خفقان) است. نظیر: آبرو بهر نان نباید ریخت.
لولهین دامیندا اذان وئریر – نظیر: آه در بساط ندارد.
لولهینی چوخ سو توتور – ترجمه: لولهینش زیاد آب برمیدارد – نظیر: بیلش هزار من آب برمیدارد.
منیم پالچیخ دا گوردوغومی سن آینا دا گورمزسن – آنچه را که من در گل و لای میتوانم ببینم تو نمیتوانی در آئینه ببینی.
من موتالدان ال چکدیم، موتال مندن ال چکمیر (و یا: ایت موتالدان ال چکدی، موتال ایتدن ال چکمیر) – من از خیک دست برداشتم خیک از من دست برداشتنی نیست. توضیح: آخوندی با بچه مکتبی ها به گردش رفته بود. تگرگی سخت باریدن گرفت و سیل مهیبی براه افتاد که در ضمن خرس خفته ای را غافلگیر کرده جاری شد. بچه ها که کنار سیل ایستاده مشغول تماشا بودند خرس را به آخوند نشان داده گفتند: آخوند، سیل تمام دهکده را ویران کرده. نگاه کن که چگونه این خرس به آن خیک پنیر چسبیده آن را با خود میبرد. آخوند طماع فورا توی اب پرید تا خیک را از آن خود کند. وقتی که نزدیک خرس رسید جانور خسته که نقطه اتکائی می جست سفت از آخوند چسبید و دیگر ول نکرد. بچه ها که مدتی منتظر ماندند فریاد زدند: آخوند دیگر دیر است. خیک را ول کن و بیا برویم. آخوند گفت: «من از خیک دست برداشتم اما خیک از من دست بر نمیدارد.»
من موتالدان ال چکدیم، موتال مندن ال چکمیر (و یا: ایت موتالدان ال چکدی، موتال ایتدن ال چکمیر) – من از خیک دست برداشتم خیک از من دست برداشتنی نیست. توضیح: آخوندی با بچه مکتبی ها به گردش رفته بود. تگرگی سخت باریدن گرفت و سیل مهیبی براه افتاد که در ضمن خرس خفته ای را غافلگیر کرده جاری شد. بچه ها که کنار سیل ایستاده مشغول تماشا بودند خرس را به آخوند نشان داده گفتند: آخوند، سیل تمام دهکده را ویران کرده. نگاه کن که چگونه این خرس به آن خیک پنیر چسبیده آن را با خود میبرد. آخوند طماع فورا توی اب پرید تا خیک را از آن خود کند. وقتی که نزدیک خرس رسید جانور خسته که نقطه اتکائی می جست سفت از آخوند چسبید و دیگر ول نکرد. بچه ها که مدتی منتظر ماندند فریاد زدند: آخوند دیگر دیر است. خیک را ول کن و بیا برویم. آخوند گفت: «من از خیک دست برداشتم اما خیک از من دست بر نمیدارد.»
فیشقیراغینان گامیش زمیدن چیخماز – با سوت زدن گاو میش از کشتزار بیرون نرود.
مین ایشچی دن بیر باشچی – از هزار کارگر یک سرپرست اولی تر است.
مین کوزه یه قیرپ قویوپ – هزار کوزه را دسته گذاشته.
نینیره م (نیلیره م) قیزیل طشتی که ایچینه قان قوسام – طشت طلائی را که تویش خون قی خواهم کرد میخواهم چه کنم؟!
نیت هارا، منزل اورا – نیت هر کجا باشد منزل آنجاست.
نه یئمیسن، تورشولی آش! – ترجمه: چه خورده ای؟ آش ترش! (آش گوجه). (در باره کسی میگویند که کتک حسابی بخورد).
نه شيش يانسين نه كباب – نه سيخ بسوزد و نه كباب.
نه توکسن آشوا ،چیخار قاشقوا – هرچه به آشت ریزی همان به قاشقت آید.
روزی سی داردیر – نظیر: گنجشک روزی است.
رومی که دئدون، قضیه معلوم (فضولی).
ریحان مرزه کردی سینه گئتمیر کی! نظیر: به مهمانی که نمیرود، باید متحمل زحمت شود.
ریشخندون بئش مین آلتون خرجی وار. – ترجمه: ریشخند پنج هزار سکه طلا خرج دارد.
هی هی قارپیز مرباسی – نظیر: هی هی هندوانه.
ویردیم (ووردوم) بدنه – نوش جانم کردم (خوراک، نوشیدنی).