چؤلمگه وئره وئره

چؤلمگه وئره وئره چیخدی قازان بهاسینا – بهاب دیزی های شکسته از قیمت یک دیگ هم بیشتر شد. نظیر: آفتابه کهنه خرج لهیم است.

چؤمبلميينجه

چؤمبلميينجه هوره نمز – تا چمباته نزند لائيدن نتواند. نظير: زوارش در رفته.

چارشنبه توخومودى

چهارشنبه (چارشنبه) توخومودى – تخم چهارشنبه است. نظير: تخم نا بسم الله است.

چمچه آشدان ایسّی اولدی

چمچه آشدان ایسّی اولدی – قاشق از آش گرمتر! نظیر: کاسه داغتر از آش!

چارشنبه يميشيدير

چهارشنبه (چارشنبه) يميشيدير – ميوه چهارشنبه سورى است. نظير: از همه آجيل بشكن.

جوجه

جوجه ننه سیندن سوت گؤرمییب – ترجمه: جوجه از مادرش شیر ندیده. منظور: پای چراغ تاریک است.

جوجه نی پائیزده سایارلار

جوجه نی پائیزده سایاللار – ترجمه: جوجه را در پائیز میشمارند.

جوجه نین باشین کسرلر

جوجه نین طویدا دا باشین کسللر یاسدا دا – ترجمه: سر جوجه را هم در عروسی میبرند و هم در عزا.

جوجه سبد آلتدا

جوجه همیشه سبد آلتدا قالماز – ترجمه: جوجه همیشه زیر سبد نمیماند.

جوجی باننیندن

جوجی باننیندن شام اذانینا کیمین – ترجمه: از بانک خروس تا اذان مغرب. نظیر: از بام تا شام.

سن چالدون!

سن چالدون! – ترجمه: تو نواختی! توضیح: شخصی که عازم اردبیل بود رفقایش او را دور کرده و درخواست میکردند که در مراجعت برای فرد فرد آنان یک عدد نی ساخت اردبیل بیاورد. فقط از بین درخواست کنندگان یک نفر چهار عباسی بهای یک عدد نی را در مشت مسافر گذاشته تمنی کرد که موقع برگشتن نی مرا فراموش نکن. مسافر خندیده گفت: سن چالدون!

سن ساغ من سلامت!

سن ساغ من سلامت! – نظیر: تو بخیر ما به سلامت!

سندن کور ایت خیر گؤرمییب!

سندن کور ایت خیر گؤرمییب! – ترجمه: از تو سگ کور هم خیری ندیده! نظیر: از تو آدم تخم مرغ بخرد زرده ندارد.

سن آغا من آغا

سن آغا من آغا اینکلری کیم ساغا – ترجمه: اگر هم من و هم تو ادعای آقائی کنیم پس گاو ها را کی خواهد دوشید؟

یوغورتلی

سن دییرسن منیمکی یوغورتلودور(یوغورتدودوی)، یئسن ده بودور (بودی) یئمه سن ده بودور (بودی) – تو میگوئی مال من (نان من) ماست است. بخوری هم همین است نخوری هم همین استبا .

سن دییرسن

سن دییرسن منیمکی یوغورتلودور(یوغورتدودوی)، یئسن ده بودور (بودی) یئمه سن ده بودور (بودی) – تو میگوئی مال من (نان من) ماست است. بخوری هم همین است نخوری هم همین استبا .

سن نه بیلیرسن

سن نه بیلیرسن آیی هاردا یومورتدار! نظیر: تو چه دانی گربه کجا تخم میگذارد!

سن دییه ن اولدی

سن دییه ن اولدی من دییه ن؟ (صابر) – ترجمه: آنچه که تو میگفتی همان شد که من میگفتم (مگر نه)؟

صمد اوتارا

صمد اوتارا، نه نه سی ساغا – ترجمه: به شرطی که صمد بچراند و مادرش بدوشد (نادرشاه). توضیح: روزی که در حضور نادرشاه صحبت از کارهای پرمنفعت بمیان آمده بود حضار متفقا اظهار داشتند که گله داری نفعش از هر چیز بیشتر است. فاتح هندوستان در حالیکه با دستش فرزند خود صمد میرزا را نشان میداد میگوید: «صمد اوتارا…».

صنعت قیزیل اوزوکدور

صنعت قیزیل اوزوکدور – نظیر: حرفه مرد زینت مرد است.

صنعته کژ باخان

صنعته کج باخان آج قالار – نظیر: ز پیشه بخور، همیشه بخور.

صوفی سوغان یئمز

صوفی سوغان یئمز، گؤرسه قابوغون دا قویماز – ترجمه: صوفی پیاز نمیخورد ولی وقتی پیاز را دید حتی به پوستش هم رحم نمیکند. نظیر: آب نمیبیند و گرنه شناگر قابلی است.

سون بئشیکدی

صون بئشیکدور – نظیر: ته تغاری است.

ذره جه عشقی اولانین

ذره جه عشقی اولانین دریاجا تابی گره ک – کسی که ذره ای عشق به دل دارد باید تحملی باندازه دریا داشته باشد.

ذغالی ایسلادیب

ذغالی ایسلادیب. ترجمه: ذغال را خیسانده.

ذوقسوز طاعت

ذوقسوز طاعت بارسیز آغاجدی. ترجمه: عبادت بی خضوع درخت بی بر است.

دووار بنادان

ديوار بنادان قائم اولار – دیوار بر زیر بنا قائم است.

دووارين داليسى

ديوارين داليسى غربتدور – آن سوى ديوار غربت است.

دووارين هر ايكى اوزون ييخماماخ

ديوارين هر ايكى اوزون ييخماماق گره ك – هر دوسوی دیوار را باید ویران کرد.

ديوان ايشي

ديوان ايشين سهل سايما، ديوان ايله ديوانليق ائله ماق اولماز – كار ديوان را سهل مگير.

ديوان

ديوان حقه ده آغنار، ناحقه ده – دیوان بر حق هم چیره شود بر ناحق هم.

ديوانداكى

ديوانداكى ائوده كينين آروادين اره وئره ر – آنکه در دیوان است زن کسی را که در خانه است شوهر میدهد.

ديوانه تک گئديب

ديوانا يالقوز گئديب – تنها بقاضى رفته.

دئو قولاغينا قورقوشوم

دئو (ديو) قولاغينا قورقوشوم – نظير: گوش شيطان كر.

“ائله بير” و «ائله بیل»

امثالى كه در باب «الف» با «ائله بير» (ايله بير) شروع ميشوند با «ائله بیل» و یا «دييه سن بس» نيز مستعمل است.

گئجه نین ایشی

گئجه نین ایشی سحره تاپیلمیش اولار – کاری که شب انجام گیرد صبح روز باز یافته است (یعنی در جیبت میماند).

گئچمه

گئچمه نامرد کؤرپوسوندن، قوی آپارسین سو سنی – نظیر: به آب اندر شدن غرقه چو ماهی / از آن به کز وزغ زینهار خواهی (انوشیروان).

گئچه ن خرمنلر

گئچه ن خرمنلری سوورما – خرمن های پارینه را باد مده. نظیر: دفتر های کهنه را باز نکن.

گئچه ن گونه

گئچه ن گونه گون چاتماز – نظیر: عقربه زمان باز نگردد.

کوسه نین پایین ییه للر – هرکه قهر کند سهمش را میخورند. نظیر: هر کس خواب است حصه اش در آب است.

کوسه نین پایین ییه للر

کوسه نین پایین ییه للر – هرکه قهر کند سهمش را میخورند. نظیر: هر کس خواب است حصه اش در آب است.

کوسا (کوسه) گئتدی سققل گتیره، بوغونو دا اوسته قویدی گلدی – کوسه عقب ریش رفت، سبیلش را هم روی آن گذاشت و برگشت.نظیر: بیچاره خر آرزوی دم کرد / نا یافته دم دو گوش گم کرد.

کوسا گئتدی سققل گتیره

کوسا (کوسه) گئتدی سققل گتیره، بوغونو دا اوسته قویدی گلدی – کوسه عقب ریش رفت، سبیلش را هم روی آن گذاشت و برگشت.نظیر: بیچاره خر آرزوی دم کرد / نا یافته دم دو گوش گم کرد.

كوفته نى سال

کوفته نی سال، سفره نی سال – نظیر: چلو را دم کن، سفره را پهن کن.

کیش دییرسن گئتمیر، ویریرسان قیچی سینیر – نظیر: کبوتر حرم است.

کیش دییرسن گئتمیر

کیش دییرسن گئتمیر، ویریرسان قیچی سینیر – نظیر: کبوتر حرم است.

کیشی اولان

کیشی اولان توپوردوغون یالاماز – نظیر: مرد سرش میرود، قولش نمیرود.

کیشی اولان

کیشی اولان توپوردوغون یالاماز – نظیر: مرد سرش میرود، قولش نمیرود.

ضحین داماری

ضحین داماری آچیلیب. نظیر: دل توی دلش بند نمیشود، ریسه میره (میرود).

ضحین داماری آچیلیب

ضحین داماری آچیلیب. نظیر: دل توی دلش بند نمیشود، ریسه میره (میرود).